حرافي

کالاهای غیرضروری در آشپزخانه

فن‌آوری علیه زندگی

چهره مرد در هم فرو می‌رود، صفحه آگهی را خیلی با احتیاط از میان مجله می‌کَند و دوباره به آن نگاه می‌کند. مارک کالا را درست تشخیص نمی‌دهد اما می‌داند که یک آگهی جدید یعنی یک نیاز جدید. به سمت آشپزخانه می‌رود، در یکی از کمدها را باز می‌کند و کاغذ مچاله شده را درون سطل زباله می‌اندازد. کمر راست می‌کند و نگاهش را روی کمدها می‌چرخاند. سعی می‌کند اسباب داخل کمدها را به یاد بیاورد: سرخ‌کن، ساندویچ‌ساز، چای‌ساز، قهوه‌ساز، آب میوه‌گیری، آب پرتقال‌گیری، مخلوط کن و سرش گیج می‌رود و نمی‌تواند بیشتر ادامه بدهد. دستش را به مایکرو ویو تکیه می‌دهد تا تعادلش به هم نخورد. با خودش فکر می‌کند آیا تا به حال حتی پنج دفعه از قهوه‌ساز استفاده کرده‌اند یا آخرین مرتبه کِی چای‌ساز را از کمد بیرون آورده‌اند.

داشتن آشپزخانه بی‌نقص آرزوی هر خانم و دختر خانمی است چه خانه‌دار باشد و چه شاغل. اما کمتر پیش می‌آید که آنها از خودشان بپرسند: آشپزخانه بی‌عیب و نقص کدام آشپزخانه است؟ کدام اسباب مایه رفع حاجت و کدام یک بار اضافه است. بسیاری از خانم‌ها اسباب آشپزخانه را مایه فخر و مباهات و البته تزیین خانه می‌دانند.

 

فن‌آوری علیه زنان

جارو برقی، پلوپز، گاز، مایکرو ویو و ... همه کمک می‌کنند تا کارها در سهل‌ترین شکل و کوتاه‌ترین زمان به انجام برسند. آیا این سرعت به سود زنان است؟

بسیاری از خانم‌ها به دلیل اشتغالات خارج از منزل از این سرعت خشنودند چرا که باعث می‌شود آنها در وقت صرفه‌جویی کنند، اما نباید فراموش کرد که این سرعت عمل تا حد زیادی از دقت می‌کاهد. وقتی خانم خانه‌دار غذایی را از سر  مهر برای خانواده مهیا می‌کند، آرامش او در هنگام تهیه غذا به نوعی آرامش درونی می‌رسد. آرامشی که برای تک تک اعضای خانواده پر از موهبت است.

مشکل خانم‌های خانه‌دار در استفاده از این فن‌آوری‌ها مشکل مضاعف است؛ این خانم‌ها در فرصت‌هایی که باید برای خانواده اختصاص دهند صرفه‌جویی می‌کنند اما حاصل این صرفه‌جویی به دست آوردن زمان خلایی است که کمتر برای آن برنامه‌ریزی وجود دارد. با نگاهی به آمار می‌توان دریافت که به دست آوردن این فرصت اضافه تنها باعث شده است تا خانم‌های خانه‌دار بیشتر به سوی تلویزیون رو بیاورند و فرصت بیشتری را در پای این جعبه جادو خرج کنند.

یکی از مهم‌ترین دغدغه‌های امروز برای مدیران و متفکران جامعه، رشد تصاعدی افسردگی در میان خانم‌ها به ویژه خانم‌های خانه‌دار است؛ این بیماری ره‌آورد و ارمغان پیشرفت فن‌آوری است.

 

فن‌آوری علیه مردان

اولین و بدیهی‌ترین مشکل فن‌آوری‌های گونه‌گون آشپزخانه برای مردان مشکل اقتصادی است. گرایش بی‌رویه به خرید این لوازم در مرحله اول بخشی از درآمد خانواده را به خود اختصاص می‌دهد و ناگزیر منجر به حذف پاره‌ای مایحتاج دیگر از سبد خرید خانواده می‌شود و در مرحله دوم نگهداری این ابزار هزینه‌های دیگری از قبیل هزینه تعمیرات و به روزرسانی با خود به همراه می‌آورد. سومین مرحله از مشکل اقتصادی گرایش بی‌برنامه به سوی فن‌آوری‌های جدید در آشپزخانه، معضل جایگیری این ابزار است که معمولاً موجب گسترش آشپزخانه در سطح اتاق و کمدهای خانه می‌شود. به این ترتیب به سادگی می‌توان دریافت که گسترش و تجهیز آشپزخانه به سادگی موجب تضییع حقوق دیگر افراد خانواده می‌شود.

زن گوشی تلفن را برمی‌دارد، دوباره به صفحه تلویزیون نگاه می‌کند، تصاویری که پی در پی بر صفحه رنگی شکل می‌گیرند به نظرش مبهم و نامفهومند. صدای مجری برنامه که درباره پخت مربای بارهنگ صحبت می‌کند، در گوش زن طنین نامفهوم و خسته کننده‌ای دارد. به شماره‌گیر تلفن نگاه می‌کند و نمی‌داند شماره را درست گرفته یا نه. صدایی از آن سوی خط می‌گوید: شما با منشی شرکت برای دریافت خواسته‌هایتان صحبت کنید. حتماً برگه درخواست کالا را تکمیل کنید که بتوانیم در صورت لزوم با شما تماس بگیریم. صدای خسته‌ای از آن سوی خط به زن می‌گوید ببخشید عزیزم واقعاً خیلی کار دارم اگر ممکن است با عجله صحبت کن. زن گوشی را قطع می‌کند. زن همان جا می‌ایستد و به خیره می‌شود، چند لحظه نگذشته است که زنگ تلفن به صدا در می‌آید. زن با لجاجت دو شاخه را از پریز می‌کشد تا صدای زنگ قطع شود.

مقابله فن‌آوری آشپزخانه با مردان تنها در سطح مسائل اقتصادی خلاصه نمی‌شود و به زودی در سطح روابط عاطفی مرد و زن نیز ظهور و نمود پیدا می‌کند. زنان وقتی که بر اثر استفاده از فن‌آوری در زمان فعالیت‌های روزانه خود دچار خلا می‌شوند، ناگزیر به دنبال تخلیه انرژی خود به طریق دیگری باید باشند. اگر مردان نتوانند به نیازهای روانی همسرشان در این شرایط پاسخ مناسب بدهند، متاسفانه روابط آنها به سردی خواهد گرایید. عده‌ای از خانم‌ها در این شرایط به جای باقی ماندن در محیط خانه، این ساعات را به فعالیت‌های خارج از منزل اختصاص می‌دهند. این وضعیت اگر چه در کوتاه مدت مانند یک داروی مسکن برخی از مشکلات روحی آنها را کاهش می‌دهد اما در نهایت پس از مدتی این مشکلات در اشکال جدیدتری تجلی خواهند یافت.

 

فن‌آوری علیه کودکان

استفاده از ابزار گران‌قیمت در آشپزخانه بررای کودکان نیز نوعی تهدید محسوب می‌شود، چرا که اگر در گذشته خطاهای معمول کودکان هزینه‌های اندکی با خود داشت در شرایط امروزی این هزینه‌ها تا حد از دست رفتن درآمد چندین ماه خانواده افزایش پیدا کرده است. این معضل همواره پیامدهایی از قبیل سوء رفتار با کودکان را با خود به همراه خواهد داشت. نتیجه این سوء رفتار به وجود آمدن مشکلات بعضاً غیر قابل جبران جسمی و روحی در کودک است.

کوچک شدن محیط خانه ناگزیر کودک را به سمت بازی‌های رایانه‌ای و تلویزیونی سوق داده و موجب پدید آمدن انواع بیماری در کودک می‌شود؛ بیماری‌هایی از قبیل ایجاد اختلال در شبکه دید، عدم تخلیه مناسب انرژی، درون‌گرایی و ...

جریان برق در دستگاه‌های الکترونیکی موجب تولید دی‌اکسید کربن می‌شود و افزایش ابزار الکترونیکی در سطح منزل به منزله افزایش دی‌اکسید کربن و کاهش اکسیژن در محیط بسته منزل است. این وضعیت علاوه بر ایجاد مشکلات تنفسی به ویژه در کودکان، سطح دریافت اکسیژن را تا حد قابل ملاحظه‌ای کاهش داده و به بروز مشکلات کوتاه مدت و بلند مدت مغزی منجر خواهد شد. از تبعات محتوم این وضعیت کاهش سطح علمی و مدرسه‌‌گریزی کودکان است.

 

فن‌آوری علیه پیران

از قدیم گفته‌اند «نو که می‌آید به بازار کهنه می‌شود دل‌آزار». یکی از لذت‌بخش‌ترین تفریحات روزهای کهولت انتقال تجربیات یک نسل به نسل بعدی است. وقتی که لوازم آشپزخانه به قالب فن‌آوری‌های نوین آراسته می‌شوند، نسل گذشته معمولاً نمی‌تواند به نحو درست از این تجهیزات استفاده کند. این معضل پیش پا افتاده و ساده باعث می‌شود تا در امور خانه‌داری نوعی انقطاع نسلی ایجاد شود. به این ترتیب خانم‌بزرگ‌ها دیگر نمی‌توانند نحو پخت انواع مربا، جا انداختن ترشی، بافت بلوز و شال گردن و جوراب را به نوه‌هایشان آموزش بدهند. این انقطاع نسلی از یک سو به تجربه‌های پیران جامعه پشت پا می‌زند و نسل نو و جوان ناگزیر باید هزینه‌های زیادی برای کسب تجربه زندگی پرداخت کند و از سوی دیگر باعث می‌شود تا روزهای بازنشستگی به روزهایی خسته‌کننده و کسالت‌آور تبدیل شوند.

 

فن‌آوری علیه فن‌آوری

شرکت‌های تولید‌کننده لوازم خانگی سعی دارند تا با ارائه پیشرفت‌های جدیدتر در ابزار اشپزخانه همیشه خود را در اوج جذابیت و اقتدار جلب مشتری حفظ کنند. این رقابت رفته رفته به وادی تخریب‌های اشکار و پنهان رقبا وارد شده و در بلند مدت افراد جامعه را نسبت به همه گونه فن‌آوری دچار تردید می‌کند. به این ترتیب به جای آن که شخص در خرید این لوازم به خواسته‌های شخصی و نیازهای خانوادگی‌اش متکی باشد؛ مرعوب انواع تبلیغات شده و در نهایت زمام اختیار خود را به دست فروشندگانی بسپارد که ناگزیرند نبض خود را با بازار ورود کالا هماهنگ کنند.

تردید و سرگشتگی آخرین دست‌آورد فن‌آوری برای مردم است. پیشرفت‌هایی که بنا بود آسایش و رفاه و حتی امنیت را تامین کنند امروز به ابزار جدی مبارزه با امنیت و آسایش تبدیل شده‌اند.

 

 

...



اگر می‌خواهيد بخوانيد ...

فهرست آثار برگزیده و راه یافته به مراحل نهایی داوری مسابقات ادبی

 

گلشیری

مجموعه‌ي ‌داستان:

يونس تراكمه؛ مكث آخر

محمدحسيني؛ يكي از همين روزها ماريا

كيهان خانجاني؛ سپيدرود زير سي‌وسه‌ پل

خسرو دوامي؛ هتل ماركوپولو

بهناز علي‌پور گسكري؛ بگذريم

محمدحسين محمدي؛ انجيرهاي سرخ ‌مزار

شهلا پروين‌روح؛ تنها كه مي‌مانم

احمد دهقان؛ من قاتل پسرتان هستم

حسين سناپور؛ با گارد باز

مهسا محب‌علي؛ عاشقيت در پاورقي

رمان:

سودابه اشرفي؛ ماهي‌ها در شب مي‌خوابند

به‌روژ ئاكره‌يي؛ ما اينجا هستيم

فرهاد بردبار؛ رنگ كلاغ

سعيده قدس؛ كيمياخاتون

احمد آرام؛ مرده‌اي كه حالش خوب است

محمدرحيم اخوت؛ خورشيد

محمد حسيني؛ آبي‌تر از گناه

سعيد عباسپور؛ صداهاي سوخته

محمدرضا كاتب؛ وقت تقصير

يعقوب يادعلي؛ آداب بي‌قراري

برگزیده:

رمان «آبي‌تر از گناه»، نوشته محمد حسيني

رمان «آداب بي‌قراري» نوشته يعقوب يادعلي

مجموعه ‌داستان «عاشقيت در پاورقي» نوشته مهسا محب‌علي

رمان «ماهي‌ها در شب مي‌خوابند» نوشته سودابه اشرفي

رمان «رنگ کلاغ» نوشته فرهاد بردبار

مجموعه ‌داستان «انجيرهاي سرخ مزار»، نوشته محمدحسين محمدي

 

یلدا

رمان‌ آداب بي‌قراري؛ نوشته‌ي يعقوب يادعلي

مجموعه‌ي داستان بگذريم؛ نوشته‌ي بهناز علي‌پور گسكري

رمان وقت تقصير؛ نوشته‌ي محمدرضا كاتب

برگزیده: رمان وقت تقصير؛ نوشته‌ي محمدرضا كاتب

 

پکا(مهرگان)

در بخش کودک و نوجوان:

تقدير از دو كتاب «كاف اژدها» و «راز كوه پرنده» از آرمان آرين

رمان:

تحسين رمان كيمياخاتون اثر سعيده قدس

برگزیده:

آبي‌تر از گناه اثر محمد حسيني

ماهي‌ها در شب مي‌خوابند اثر سودابه اشرفي

داستان كوتاه:

تحسين:

انجيرهاي سرخ مزار اثر محمد حسين محمدي

سپيد رود زير سي و سه پل اثر كيهان خانجاني

پايان درخت سيب اثر نوشين سالاري

برگزیده:

بگذريم اثر بهناز علي پور گسكري

هتل ماركوپولو اثر خسرو دوامي

 

قلم زرین

شعر:

تقدیر:

«يك بغل غزل» محمدعلي مجاهدي

«براي صحبت سيبي كه سرخ بود و حسود» هرمز فرهادي بابادي

«پرسه در سپهر» حميدرضا حامدي

برگزیده:

«زير نقره واژگون» اثر خسرو احتشامي

«چين كلاغ» مرتضي اميري اسفندقه

داستان و رمان:

«من داناي كل هستم» مصطفي مستور

 

دفاع مقدس

رمان، داستان كوتاه:

از رمان اشكانه اثر ابراهيم حسن‌بيگي و مجموعه داستان كوتاه جاي خالي آفتابگردان‌ها ،نوشته راضيه تجار تقدير شد.

داستان کودک و نوجوان:

رتبه اول نداشت

چه كسي ماشه را خواهد كشيد نوشته رحيم مخدومي دوم

مهاجر كوچك از مجموعه قصه فرماندهان و نگهبان كوچك از مجموعه قصه‌هاي شهر جنگي محسن مطلق رتبه سوم

 

چند نفر از منتقدان مطبوعات

نهايي:

وقت تقصير ـ محمدرضا كاتب

ماهي‌ها در شب مي‌خوابند ـ سودابه اشرفي

نقطه گريز ـ فرزانه كرم‌پور

آداب بي‌قراري ‍ـ يعقوب يادعلي

مرده كه حالش خوب است ـ احمد آرام

استخوان خوك و دست جذامي ـ مصطفي مستور

مكث آخر ـ يونس تراكمه

عاشقيت در پاورقي ـ مهسا محب‌علي

هتل ماركوپولو ـ خسرو دوامي

من قاتل پسرتان هستم ـ احمد دهقان

ما اينجا هستيم ـ به‌روژ ئاكره‌يي

جايزه ويژه:

رمان «شالي به درازاي جاده ابريشم» نوشته مهستي شاهرخي

 

واو

احتمال مرگ يك مؤلف جوان: محمد نوري‌زاده

رمادي: ‌آرش جواهري

فرانكولا: پيام يزدانجو

وقت تقصير: محمدرضا كاتب

جمهوري ديوانگان: سعيد اصغرزاده

شالي به درازاي جاده ابريشم: مهستي شاهرخي

ديدار در حلب: جعفر مدرس صادقي

مرده‌اي كه حالش خوب است: احمد آرام

پرسه: آرش رحماني

...



انتخاب نادرست و طلاق پنهان

مادربزرگ می‌گوید الان وضع خیلی خوب شده، من تا شب عروسی آقا بزرگ را ندیده بودم. آن شب هم با ترس و لرز از لای پرده نگاهش کردم، اما جوان‌های امروزی چی؟

مادربزرگ خیلی راحت روش‌های امروزی آشنایی و ازدواج را نفی می‌کند اما درباره زندگی خودش هم حرف زیادی برای گفتن ندارد.

یکی از مشکلاتی که در سال‌های اخیر در الویت بررسی مسائل خانواده قرار گرفته است، معضل طلاق خاموش در خانواده‌هاست. جوانان ایرانی یاد گرفته‌اند که باید با لباس سفید زندگی مشترک را آغاز کنند و با لباس سفید آخرت هم از این زندگی بیرون بیایند، بنابراین ترجیح می‌دهند در برخورد با مشکلات راه‌های مسالمت جویانه را دنبال کنند و در نهایت هم به خاطر حفظ حرمت خانوادگی یا تربیت و نگهداری فرزندان آینده‌شان را به معامله بگذارند که قطعاً تنها به خوردن از سرمایه خواهد انجامید و امید سود هم از آن نمی‌رود.

وضعیت ازدواج از دیروز تا امروز تنها صورت عوض کرده است وگرنه رویه غالب همان است که بود. دیروز بزرگترها بر حسب شناخت خود تصمیم می‌گرفتند و برای عقل و استدلال فرصتی نمی‌گذاشتند، امروز هم جوان‌ها شخصاً این کار را می‌کنند. دیروز دیدن یا ندیدن در اتاق‌های پنج دری به یک تصمیم آنی برای آینده می‌رسید. امروز هم جوان‌ها فهیمده یا نفهمیده در دانشگاه و پارک و خیابان تن به ازدواج‌های موسوم به خیابانی و بیابانی می‌دهند. در گذشته ندیده به یک تصمیم آنی می‌رسیدند و امروز دیده.

 

بحران ازدواج

اگر همه پسرهای مجرد بتوانند شرایط ازدواج با دختران مجرد زیر سی و پنج سال را فراهم کنند، در نهایت بر اساس آمار رسمی کشور حدود یک میلیون و هفت‌صد هزار دختران فرصت ازدواج نخواهند داشت. برخی این کمبود و عدم تقارن به سال‌های جبهه و جنگ نسبت می‌دهند اما چنین موضوعی درست نیست. در جریان انقلاب اسلامی و جنگ تحمیلی کمتر از سیصد هزار نفر به شهادت رسیده‌اند که اگر حتی فرض کنیم که هیچ شهیده‌ای در میان آنها نبوده و همگی هم مجرد بوده‌اند، همچنان توازندر میان دو کفه این ترازو برقرار نخواهد شد.

وجود یک میلیون و هفتصد هزار دختر مجرد بدون احتساب دختران مجرد بالای سی و پنج سال است که امید کمتری به ازدواج دارند. باید در نظر گرفت که حوادث غیرمترقبه جاده‌ای و حوادث محیط کار که در هر سال منجر به مرگ عده زیادی از مردان جامعه می‌شود، بیوه زنان را باقی می‌گذارد که به یقین هنوز دارای انرژی‌های لازم برای ادامه زندگی هستند. همچنین فراموش نکنیم که در ایران بلای خانمانسوز اعتیاد بیشتر گریبانگیر مردان است و از اولین تبعات این بلیه از هم گسیختن بنیان خانواده به سبب مرگ همسر یا جدا شدن زوجین است. به این ترتیب به سادگی می‌توان دریافت که بیش از دو میلیون دختر و زن آماده تشکیل خانواده هستند اما امید و فرصتی برای این کار ندارند. این رقم بیشتر از تعداد خانواده‌هایی است که در حال حاضر در کشور روزگار می‌گذرانند.

این بحران موجب می‌شود که در بسیاری از موارد دختران و زنان با هر شرایطی تن به ازدواج بدهند تا فرصت‌سوزی نکرده باشند.

 

نقش جنسیت در ازدواج

دانشگاه شاهد در اقدامی متهورانه و پیشرو سال قبل اولین كنگره مشكلات جنسى و خانواده را در حالی برگزار کرد که تنها 30 مقاله تحقیقی درباره این موضوع تهیه شده بود. اما برای دومین کنگره 600 مقاله ارسال شد که از میان آنها تنها 150 مقاله فرصت طرح در جلسات کنگره را پیدا کردند.

دكتر سيدكاظم فروتن دبير علمى‌ كنگره می‌گوید: «هشدار مى‌دهيم! مسئولان براى مقابله با خطرات چه سياست تعريف شده و منسجمى‌ را مدنظر قرار داده‌اند و تا كى بايد مسائل سياسى و اقتصادى و نظاير آن ما را از توجه و برنامه‌ريزى در جهت رفع مخاطراتى كه به طور خزنده نهاد مقدس خانواده را ويران مى‌كند باز دارد.

نگاهى كوتاه به وضعيت شيوع اختلالات جنسى در جامعه ما را بايد از خواب غفلت بيدار كند. به عنوان مثال بيمارى ديابت كه در سطح ملى براى آن برنامه‌ريزى مى‌شود فقط ۷ درصد افراد جامعه را در بر مى‌گيرد در حالى كه براى ناتوانى جنسى كه ۸/۹ درصد مردان جامعه از آن رنج مى‌برند برنامه‌اي نداريم و از طرف ديگر ۳۰ تا ۵۰ درصد مردان مبتلا به ديابت و ۶۰ درصد آسیب‌دیدگان سكته قلبى و ۵۵ تا ۶۵ درصد بیماران نارسايى‌های تنفسى نیز به اين مشكل دچار هستند».

دكتر پرويز آزادفلاح عضو هيات علمى‌ دانشگاه تربيت مدرس مى‌گويد: « براساس گزارش‌های سازمان ثبت احوال نرخ طلاق بالا مى‌رود و گرايش‌هاى جوانان به ازدواج پائين مى‌آيد. از طرفى مسائل و مشكلات در خانواده‌ها حاكى از اين است كه زندگى‌ها استحكام جدى ندارند، به نظر مى‌رسد باورها و نگرش‌ها و به طور كلى فرهنگ نادرستى راجع به رفتار جنسى و ازدواج و مسائل زناشويى وجود دارد. در حال حاضر در طرح مسئله ازدواج اصلى ترين مسائل، مسائل مادى مثل خانه، پول و شغل در نظر گرفته مى‌شود، بدون اينكه بخواهيم منكر اين مسائل شويم بايد بگوييم اينها تنها نكات مطرح براى يك ازدواج موفق نيست.

اگر نتوانيم ارتباط جنسى را در خانواده فراهم كنيم بايد منتظر بى بند و بارى جنسى و انحرافات جنسى باشيم.

دكتر رسول روشن استاد دانشگاه نیز معتقد است: «ما دست دو جوان را در دست هم مى‌گذاريم بدون اينكه به آنها آموزش داده باشيم. جامعه ما جامعه بازى نيست و محدوديت‌هايى دارد كه در بعضى جاها افراط آميز است. بايد به جوان بياموزيم كه ارتباط بيش از آنكه جنبه جسمى‌ داشته باشد جنبه روانى و عاطفى دارد. گاهى بحث آگاهى را كه مطرح مى‌كنيم بعضى تصورشان اين است كه مى‌خواهيم اشاعه فساد كنيم اما منظور از آگاهى دادن، اطلاعات در زمينه رفتار و اخلاق جنسى، ويژگى‌هاى عاطفى و روانشناختى زن به مرد و بالعكس و اينكه چگونه مى‌توان تضادها را به وحدت و يك انسجام عاطفى تبديل كرده است».

 

نهاد متزلزل

خانواده نهاد مقدسی است که نیاز به حراست و حفاظت و از خودگذشتگی دارد. اما در کنار این اتفاقات فردی جامعه نیاز دارد تا عده‌ای دائماً به مسائل خانواده بیندیشند و بیماری‌های پنهان آن را جستجو کنند، بیماری‌هایی که چه بسا در کوتاه مدت آشکار نشوند. مسائل جنسی به یقین از مسائلی نیست که عموم دختران و پسران در روزهای پیش از آغاز زندگی مشترک درباره آن به گفت‌و‌گو بنشینند. همان‌طور که کمتر ممکن جوان‌ها در گفت‌و‌گوی قبل از ازدواج به ظرائفی که موجب خشنودی آنها شود اشاره کنند. جلسات گفت‌و‌گوی قبل از ازدواج تنها فرصتی برای طرح مسائل کلی و کلی‌گویی‌هایی درباره هویت طرفین است. جوان‌ها با نگاه آرمانی به سوی ازدواج می‌آیند اما به زودی درمی‌یابند که میان آرمان‌خواهی و زندگی واقعی دره‌های عمیق و دهشتناکی فاصله ایجاد کرده‌اند. این نگاه خوش‌بینانه به موضوع است و در نگاه بدبینانه باید بیندیشیم اگر جوان‌های ما در شرایط فرهنگی مناسب رشد نکرده باشند و برای گذر از بحران ازدواج زبان به ناراستی بازکنند چه اتفاقی خواهد افتاد؟

...



انا لله و انا الیه راجعون

به حق ما از جنس حقیقت هستیم و به سوی حق نیز بازمی‌گردیم.

و این روزها فکر می‌کنم که روز وعده چه بسیار نزدیک است. حدود دو هفته قبل از یک سانحه مرگبار رانندگی معجزه‌آسا با جسم سالم بیرون آمدم، اما روحم که از چند روز قبلش در خلجان از دست دادن دوستان در سانحه هواپیما بود بیشتر آسیب دید. امروز یکی دیگر از دوستانم به در جاده حق و حقیقت گام گذاشت و در روز موعود به دیدار معبود رفت. شاید همین امشب یا فردا نیز وعده‌گاه نامعلوم من سر برسد. شاید ساده‌لوحانه باشد و شاید زیاده‌خواهانه، فکر کنید همین الان خبر فوت مرا شنیده‌اید. اگرقرار باشد متنی برایم بنویسید، چه می‌کنید؟ لطفاً یادبودی را که برایم می‌نویسد همین حالا برایم ایمیل کنید.

...



دلم برای کوروش تنگ شده

كوروش عليانى براى من نام يك دوست است. دوستى كه بى‏تكلف كار مى‏كند. براى كار كردن مى‏خواند و براى خواندن پژوهش مى‏كند. نام كوروش براى من يادآور مجموعه ‏هاى زيباى روايت فتح است. خاطراتى كه با زبانى ديگرگونه معرفى مى‏شوند. كوروش اين راه را آغاز كرد و بعدها ديگران به اشراف او كار را ادامه دادند.

اگر بخواهم كوروش را بيشتر معرفى كنم بايد بگويم كه به وبلاگش سربزنيد تا با زبان و زاويه ديد او بيشتر آشنا بشويد.از او خواستم درباره زبان مجموعه ‏هاى روايت فتح چيزى بنويسد، حاصلش يادداشتى شد كه در پى مى‏آيد.

  

زبان‏شناسان براى زبان چهار كاركرد مى‏شناسند. يك كاركرد اصلى كه انتقال مفهوم است و سه كاركرد فرعى كه فكر است و واگويه و ادبيات. اما در اين ميان جاى قدرت كجا است؟ ما چگونه با زبان بر ديگران اعمال قدرت مى‏كنيم؟ انگار اين اعمال قدرت دو شكل است. گاهى كه ما صريح از قدرت حرف مى‏زنيم و با سخن گفتن از قدرت اين قدرت را منتقل مى‏كنيم كه يعنى كاركرد اول زبان و گاهى كه ما با متن گفتار بر ديگران اعمال قدرت مى‏كنيم، نشانشان مى‏دهيم كه چه تواناييم و چه زباندانيم و چه قدرتى در واژه ‏هامان هست، كه اين كاركرد چهارم زبان است؛ ادبيات.

ادبيات لزوماً چيز والايى نيست. گاه والا است و گاه منحط است. فروشنده‏اى كه در برگه معرفى كالايش مى‏نويسد »لباس‏ها را با روش SLQT آبكشى نموده احساس طراوت را به شما و خانواده‏تان هديه مى‏كند.« ادبياتى بس منحط را به كار گرفته است و وا اسفا كه معمولاً موفق هم هست. در اين ميان هر چه زمان مى‏گذرد خواننده هم با اين زبان و ادبيات آشناتر مى‏شود. نسلى مى‏گذرد و نسل بعد با اين روش‏ها آشناتر خواهد بود و كاربران ادبيات ناچار نمونه ‏هايى پيچيده‏تر و ناشناس‏تر و ترسناك‏تر مى‏سازند. فعل‏ها را دراز مى‏نويسند و متن‏ها را پر از اصطلاح مى‏كنند و فاعل را پنهان مى‏كنند و فعل مجهول را عمومى مى‏كنند و مفعول را جايى همسنگ فاعل مى‏دهند و اينجا را حتى از زبان بيرون برده تا گستره نگاه مى‏گسترند. اينگونه مى‏گويند »دستم شكست« و حتى چنان نگاه مى‏كنند كه انگار دست كارى كرده است و انگار آن ميله آهنين و پنجه محكم و صاحبش اين ميان هيچكاره بوده‏اند 

اما جنگ روزگارى ديگر است. در جنگ دو خاصيت هست كه در پالايش زبان به كار مى‏آيند. اول اينكه در جنگ و خاصه جنگى مانند جنگ ايران و عراق، قدرت را از طريق زبان منتقل نمى‏كنند. آنان كه رو در روى تواند با ابزار فيزيكى و آلت‏قتاله با تو طرف‏اند و تو نيز با آنان همين‏گونه رو در رو هستى. صحبتى نيست و چون صحبتى نيست اعمال قدرت زبانى‏اى هم نيست. آنان كه در كنار تو هستند نيز با تو هم‏دل و هم‏زبان و هم دردند و تو با آنان كارى از سنخ زورگويى ندارى يا اگر دارى اندك‏تر از آن است كه به چشم بيايد. در جنگ مرز ميان خودى و ديگرى همان مرز ميان زبان و خشونت فيزيكى است. اين خصوصيت جنگ، قدرت را از عرصه زبان دور مى‏كند. ادبيات را از پيچيديگى به سادگى مى‏برد و پيچ‏ها و غمزه ‏ها و ارعاب‏ها همه از زبان بيرون مى‏روند.

دومين خاصيت جنگ را هم بايد گفت. جنگ جاى حيرت است. هركه هستى و هرچه هستى حيرت مى‏كنى اگر ببينى از دوستت كه يك دقيقه پيش با هم قدم مى‏زديد تنها تكه پارچه‏اى چسبيده به ديوارى باقى مانده است. كارى كه جنگ و جنگ‏افزار با آدم مى‏كند حيرت‏آور است. جنگ نادان است و حرمت تن آدم را نمى‏شناسد. مى‏بُرد و مى‏درد و مى‏شكند و مى‏سوزاند و له مى‏كند و براى اين كارها از كسى اجازه نمى‏گيرد و حتى خبر نمى‏كند. بى حرمتى‏اى كه جنگ به تن آدمى مى‏كند نظير ندارد. بهت و حيرت در جنگ كسى را رها نمى‏كند و بهت تنها در آنجا كه مى‏كشند و مى‏برند و مى‏كوبند و مى‏سوزانند نمى‏ماند؛ حاشيه‏اى هم دارد. حاشيه‏اى كه فرسنگ‏ها دورتر از آنجا در خانه‏ات به سراغت مى‏آيد. حجله‏اى مى‏بينى و ناگهان مرگ نزديك‏تر از رگ گردنت درست ميان گلويت مى‏ايستد و مبهوت مى‏شوى. نگاهى هم هست كه تمام اين بهت را شيرين مى‏كند. درست مانند شيرينى گلوگير عسل و حتى شيرين‏تر. نگاهى كه حتى با واژه ‏هايش صاف و صريح از شيرينى عسل نام مى‏برد. اين نيز خود حيرت و بهتى است. آدم‏ها در جنگ مبهوت‏اند. آدم مبهوت جمله ‏هاى بلند نمى‏گويد. آدم مبهوت جمله ‏ها را بزك نمى‏كند. آدم مبهوت تكرار را عيب نمى‏داند. آدم مبهوت سكوت را عيب نمى‏داند. آدم مبهوت فعل‏هاى چند كلمه‏اى مطنطن را به ياد نمى‏آورد. آدم مبهوت پى اصطلاح و ضرب‏المثل و بيت شاهد نمى‏گردد. آدم مبهوت نمى‏داند كه لحظه‏اى ديگر باز هم هست يا نه، خيلى چيزها در چشمش رنگ ندارد. آدم مبهوت ضمير اشاره و واو عطف و هزار چيز ديگر ندارد يا اگر دارد كم دارد. آدم مبهوت فرق قيد و صفت را نمى‏شناسد. آدم مبهوت جمله پايه و پيرو و توضيحى و مانند اينها ندارد. آدم مبهوت تعليل ندارد. آدم مبهوت تحليل ندارد. آدم مبهوت دست بالا آن را كه ديده مى‏گويد. آدم مبهوت زبان را از نو مى‏سازد. طورى كه نيازهايش را برآورد و اين زبان پالوده، زبان طبيعى جنگ، بهترين پايه براى ساختن زبان روايت جنگ است.

 آنها كه در روايت فتح درباره جنگ نوشته‏اند، كابوس بازنوشتن اين خاطره ‏ها را از ياد نخواهند برد. تصويرى ابدى در ذهنشان جاگير است. تصوير خادمى مستبد كه يك لحظه متن را رها نمى‏كند و بى‏رحمانه هر رنگى را و بيش از همه رنگ نويسنده را از متن مى‏برد و مى‏شويد. خادمى مستبد كه هر بار جمله را روان‏تر از بار پيش مى‏خواهد و هر واژه را ساده‏تر از واژه پيش، گفتنش و شنودنش آسان است، اما تنها كسى مى‏تواند سختى نوشتن در روايت فتح را بداند كه پنج هفته و پنج بار پى‏درپى يك خاطره دو سطرى را بازنوشته باشد. دو سطرى كه بناست با احتمال بيش از سى درصد در آخرين گزينش از متن حذفشان كند 

اين سختى، كابوس، تلاش، رنج و استبداد براى چه بود؟ اين همه خاطره تلخ را براى چه آفريديم؟ نشنيده‏ام كه جايى ديگر دبير مجموعه يا ويراستار يا هر كس ديگر نويسنده را بنشاند و سطر به سطر و واژه به واژه نوشته‏اش را بخواند و او را به صلابه بكشد كه مثلاً »چرا نوشته‏اى از او و ننوشته‏اى ازش« يا »چرا مى‏گويى تير خورد و نمى‏گويى با تير زدندش« يا »چرا نوشته‏اى احساس خاص و اين احساس خاص را توصيف نكرده‏اى« يا بدتر از اينها »چرا اين قدر بد است« يا »چرا به دل نمى‏نشيند« يا »چرا درستش نمى‏كنى«. روزى كه اين تلاش را آغاز كرديم، مى‏دانستيم كه بايد كارى كنيم، اما نمى‏دانستيم چه بايد كنيم. آموزگارى نداشتيم، يا جربزه آموختن از پيشينيان را نداشتيم. خطا مى‏كرديم، خطاهامان را با وسواس مى‏يافتيم و مى‏كوشيديم از اين ميان نوشتن بياموزيم. مى‏كوشيديم بياموزيم نوشتن براى جنگ يعنى چه. مى‏كوشيديم بياموزيم خاطره ‏هاى اين ماجراى هشت ساله را چگونه بايد بنويسيم. خطا آموزگار بزرگى است و آموختن از او آسان نيست. اما هرچه از او بياموزى دقيق و ماندگار است.

اين آموختن را بايد نگاه مى‏داشتيم و به آن ديگران مى‏رسانديم. كم‏كم مانند كسانى كه نقشه سرزمين‏هاى نو را مى‏كشند و راهها و چاهها و باتلاق‏ها و بى‏راهه ‏ها را نشان مى‏كنند، نقشه‏اى براى زبان روايت جنگ كشيديم. لغزش گاهها و بى‏راهه ‏ها را نشان كرديم. راهها را معلوم كرديم. اين نقشه اساس آن استبداد بود، اما تمام آن نبود. هرگز از ياد نبرديم و نخواهيم برد كه آموزگار بزرگمان خطا اين همه را به ما آموخت. هرگز از ياد نبرديم و نخواهيم برد كه اگر گوش شنوا داشته باشيم، اين آموزگار هر روز درس تازه‏اى خواهد گفت. هر روز همان وقت كه در نوشته ‏هامان پى خطاهاى معلوم مى‏گرديم، مستبدانه چشممان را پى‏خطاهاى ناشناس هم مى‏گردانيم. تا روزى كه بتوانيم اين خطاهاى ناشناس را بيابيم و بشناسيم. پيش‏رو راهى نيست جز اينكه تلاش كنيم و كار را از اين مرگ دور نگاه داريم و بكوشيم و اجر اين كوشش را ببريم.

...



دوباره اول خط

مدتهاست که اين جا چيزی ننوشته‌ام اما حالا آمده‌ام تا دوباره شروع کنم. به نظرم روزهای آينده پر است از اتفاقاتی که فقط حرافی می‌تواند تحملشان را آسان کند.

...



جلوتر از لوموند

نشريه لوموند دیپلماتيک نشريه خوبی است که خواننده‌های زيادی هم دارد. يکی دو سالی است که خوانندگان فارسی زبان هم به مدد ترجمه فارسی نشريه و انتشار آن در فضای وب و اخيراٌ به صورت چاپی جزو خوانندگان آن شده‌اند.

امروز در لوموند دیپلماتيک روی شبکه مطلبی ديدم با عنوان در غلطيدن کانادا به سمت يک حکومت پليسی. مطلب اين طور شروع می‌شد:

ماموران ژاندارمري سلطنتي کانادا ( GRC ) ، روز ٢١ ژانويه ، با در دست داشتن حکم بازرسي به منزل خانم ژوليت اونيل Juliet O’ Neill خبرنگار روزنامه ي اوتاوا سيتيزن Ottawa Citizen رفته و پنج ساعت بعد با صندوقي حاوي اسناد و مدارک آن جا را ترک کردند . تفتيشي نيز در محل کار اين روزنامه نگار در شهر اوتاوا صورت گرفت . مقاله اي که به قلم خانم اونيل درروز ٨ نوامبر ٢٠٠٣ در روزنامه به چاپ رسيده بود برا يش مشکل ساز شد ، خانم اونيل در آن مقاله به گزارشي از GRC در مورد رابطه ي يک کانادايي سوري تبار بنام ماهر آرار Maher Arar با سازمان القاعده اشاره کرده بود . ماموران GRC براي شناسايي هويت شخصي که اين اطلاعا ت را در اختيار خانم اونيل قرار داده به بازرسي محل سکونتش پرداختند . ان ها نسخه اي از حافظه ي کامپيوتراو تهيه کرده و تمامي پرونده ها ، دفاتر يادداشت ، شماره تلفن ها و آدرس هاي اين خانم خبر نگار را به همراه خود بردند .

هنوز آن قدر پير نشده‌ام که زود فراموش کنم: سال گذشته در هفته‌نامه مهر مطلبی منتشر کرديم با عنوان شما آزادید تا سکوت کنید که در آن همين موضوع آمده بود. اگر دوست داشتيد کاملش را بخوانيد اما اين بخش را مطلب مهر را با لوموند مقايسه کنيد:

جمعه هفته گذشته، گروهی متشكل از ده پلیس سواره نظام كانادا با بازداشت مك‌اینتاش و بازجوئی از دو خواستار انسانی منابع خبری وی در انتشار گزارش شدند كه موجب شد ژان كرتین ـ نخست‌وزیر سابق كانادا ـ با مشكلات زیادی روبرو شود و اعتبار و حیثیت سیاسی خود را در معرض خطری جدی بیابد.
در سال 2001 گزارش به قلم مك اینتاش در نشنال پست منتشر شد كه در‌آن به مراودات مالی و مشكوك پشت پرده ژان كرتین تحت وزیر وقت كانادا پرداخته شده بود. در آن گزارش، این واقعیت افشا شده بود كه یكی از مشهورترین هتلهای اوتاوا (پایتخت كانادا) و زمین گلف وسیعی كه در مجاورت آن است، در مالكیت كرتین است.
پلیس كانادا مدتی بعد از مدیران ارشد نشنال پست خواست به طور داوطلبانه اطلاعات مربوط به منابع گزارش خود را در اختیار پلیس و مقامات قضائی قرار دهند. هنگامی كه مدیران نشنال از اجابت این خواسته سرباز زدند، پلیس سواره كانادا با اخذ مجوز قضائی بیسابقه‌ای، به طور موقت مك اینتاش را توقیف كرد و كوشید اسناد مربوط به منبع گزارش او را توقیف كند.

تنها چند ساعت بعد از دستگیری مك اینتاش، قاضی ماری لوبنوتو از دادگاه عالی ایالتی انتاریو طی حكمی اقدام پلیسی را غیر قانونی تلقی كرد و خواستار توقف بازجوئی از مك اینتاش و آزادی فوری او شد. این حكم بدین معنا بود كه منبع خبر نشنال‌پست همواره محرمانه باقی خواهد ماند.
پس از دستگیری مجدد مك اینتاش (روز جمعه گذشته) یكی از قضات محلی با استناد به حكم پیشین قاضی بنوتو خواستار بایگانی شدن همیشگی پرونده اتهامی او شد. در حالی كه بسیاری گمان میكردند با این حكم خطری كه متوجه آزادیهای مطبوعاتی در كانادا بود به طور همیشگی رفع شده است، پلیس سواره كانادا همان روز با یورش به اقامتگاه ژولیت اونیل، خبرنگار دو روزنامه ؟ كه در پایتخت كانادا اقامت دارد، او را بازداشت كرده، پس از جست‌وجوی اقامتگاه او تعدادی از یادداشتهای شخصی وی و وسائلی مثل هارد كامپیوتر او را توقیف كردند.

تکمله: رسانه‌ها در بحران را هم بخوانيد. آمار جالبی دارد. مثلا نوشته که روزنامه ليبراسيون ٣٧% سرمايه خود را به ادوارد دو روتچيلد، بانکدار معروف، واگذار کرده است. چندي پيش گروه « ساکپرس » که بالغ بر ٧٠ نشريه مانند فيگارو، اکسپرس، اکسپانسيون و دهها روزنامه محلي را منتشر مي کند، به تصاحب سرژ داسو ، اسلحه ساز معروف ، در آمد. و لازم به تذکر نيست که آرنو لاگاردر، يکي ديگر از اربابان صنايع اسلحه سازي فرانسه، نيز مالک گروه « هاشت » است که ٤٧ مجله ( چون ال، پران، پرمير) و روزنامه هايي چون « لا پروانس » ، « نيس ماتن » و يا « کرس پرس » را در بر مي گيرد.
و يا در بخش ديگری از آن می‌خوانيم: فروش روزنامه آمريکايي اينترناشنال هرالد تريبون، در سال ٢٠٠٣، به ميزان ١٦. ٤% تنزل کرده است. اين رقم براي فاينانشل تايمز، ٦.٦ % بوده است. در آلمان سقوط تيراژ روزنامه ها طي ٥ سال گذشته به ٧.٧% ميرسد. ... و حتي ٢.٢% در ژاپن که مردم آن بيش از هر کشور ديگري در جهان روزنامه مي خرند. ... در مقياس جهاني ، بطور متوسط تيراژ روزنامه هاي فروشي، سالي ٢% تنزل مي کند. ... عوامل بروني اين بحران کاملآ آشکارند، نخست مي توان به هجوم ويرانساز روزنامه هاي رايگان اشاره کرد. در حال حاضر در فرانسه، روزنامه ي رايگان « ون مينوت » با بطور متوسط بيش از ٢ ميليون نفر خواننده در روز، در رأ س مطبوعات اين کشور قرار دارد، يعني به مراتب بيش از « پاريزين » (١.٧ خواننده) و « مترو » روزنامه ي رايگان ديگري که روزي ١.٦ ميليون نفر آنرا مي خوانند. ... ديگر عامل بروني، البته اينترنت است که کماکان به توسعه ي شگفت انگيز خود ادامه مي دهد. تنها درطول سه ماهه ي نخست سال ٢٠٠٤، بيش از ٤.٧ ميليون سايت جديد بوجود آمده است. در حال حاضر در سراسر جهان چيزي در حدود ٧٠ ميليون سايت وجود دارد. ... پديده ي ديگر، بلاگ، مظهر تمام عيار فرهنگ اينترنتي است، که در طول ٦ ماهه ي دوم سال ٢٠٠٤ در سراسر جهان توسعه اي انفجار آميز داشته، و با لحني که به دفتر خاطرات شبيه است، بي درنگ و بي مهابا، خبر و نظر، رويدادهاي واقعي و شايعات، تحليل هاي مستند و حدس و گمان خيال پردازانه را باهم در مي آميزد. توفيق بلاگ ها چنان است که اکنون در غالب روزنامه هاي آن لاين به چشم مي خورند. اين استقبال نشان مي دهد که بسياري از خوانندگان، ذهنيت آشکارا جانبدار بلاگ نويس هارا به عينيت کاذب و بي طرفي رياکارانه ي مطبوعات بزرگ ترجيح مي دهند.

...



ورد پرس فوتو؛ نکته‌ها و افسوس

نتايج مسابقه ورد پرس فوتو اعلام شد. دوست داريد گالری عكس‌های برندگان را ببينيد؟

دو نكته جالب وجود دارد. اول اين كه هنوز هم عكس‌های مربوط به عراق بيشترين سهم را در ميان برندگان دارند. در حالی كه عكسی از حادثه تسونامی عنوان عكس برتر سال را گرفته است. عكس‌هايی از عراق در بخش مجموعه عكس از خبرهای لحظه‌ای عنوان سوم را دريافت كرده و در بخش تك عكس خبرهای مهم عكس‌های دوم و سوم مربوط به عراق است. در بخش مجموعه عكس‌های همين گروه نيز باز هم مجموعه‌ای مرتبط با عراق جايزه را گرفته است. در مجموعه عكس‌های پرتره نيز عكس‌هايی از عراق دوم شده است.

در بخش زندگی روزانه عكس‌هايی از زندگی مردم افغانستان اول و چهارم شده است.

عكس‌هايی از تشييع جنازه عرفات عنوان دوم را در بخش مجموعه عكس خبرهای مهم به دست آورده است. عكس ديگری از فلسطين به عنوان عكس اول در بخش تك عكس مستند انتخاب شده است. در همين بخش عكسی از مخالفان جمهوری اسلامی به عنوان عكس دوم انتخاب شده است.

شايد به جای نكته اول بايد می‌نوشتم نكات اول.

نكته دوم اين كه عكسی از يك عكاس آمريكايی در بخش مجموعه عكس‌های ورزشی برگزيده وجود دارد كه به شدت شبيه عكس حسن سربخشيان است. كاش حسن به جای او برنده شده بود.

...



۱۰ ميليون دلار + ۲۰ سال تلاش = امارات ايرلاين

تا سال 1985 هیچ کس گمان نمی‌کرد شركت هواپیمایی‌ای در خاورمینه تاسیس شود که بتواند ظرف مدت کوتاهی موی دماغ شركت‌های بزرگ جهاني شود. شرکتی که کار خود را تنها با دو فروند هواپیمای استیجاری آغاز كرد و ظرف مدتي کوتاه و به صورتي حیرت انگیز پر وبال گرفت.
نشریه « وال استریت ژورنال» در شماره اخیر خود نوشت: «هواپیمایی امارات توانسته به محور اصلی گردشگری در منطقه تبدیل شود. این هواپیمایی میلیون‌ها گردشگر را در سرتا سر جهان حمل کرده و سالانه 20 میلیون مسافر را در فرودگاه‌های دنیا جا به جا می‌کند. هوايمايي امارات به طور میانگین سالانه 25 درصد رشد دارد و کارشناسان پیش بینی کرده‌اند که در صورت ادامه این روند، در آینده، جهان شاهد غولی خواهد بود که هیچ شرکتی توان رقابت با آن را نخواهد داشت.>>>

...



تور بازسازی يا جهاد سازندگی بين‌المللی

خواندن خبر اين ابتکار برای من جالب بود.

يکي‌ از اژانسهاي‌ گردشگري‌ نيوزيلند در اقدامي‌ ابتکاري‌ براي‌ کمک‌ به‌
بازسازي‌ سريلانکا از ويرانيهاي‌ ناشي‌ از تسونامي‌ تورهاي‌ گردشگري‌ همراه‌
با مشارکت‌ در امداد رساني‌ تدارک‌ ديده‌ است‌‌0‌
به‌ گزارش‌ خبرگزاري‌ فرانسه اين‌ تورها که‌ از بيستم‌ ژانويه‌ اغاز مي‌ شود
پنج‌ روز گردش‌ و چهار روز کمک‌ به‌ بازسازي‌ يکي‌ از روستاهاي‌ نزديک‌ کلمبو
را شامل‌ مي‌ شود‌0‌
مدير اين‌ اژانس‌ ابتکار خود را کمک‌ عملي‌ به‌ اسيب‌ ديدگان‌ تسونامي‌
دانست‌ و گفت‌ افراد زيادي‌ هستند که‌ نمي‌ خواهند تنها به‌ کمک‌ مالي‌
اکتفا کنند و مايلند مشارکت‌ فعال‌ تري‌ داشته‌ باشند‌0‌
اين‌ در حاليست‌ که‌ صليب‌ سرخ‌ پيشنهاد کمک‌ يک‌ هزار داوطلب‌ نيوزلندي‌ را
که‌ براي‌ ارائه‌ خدمات‌ اعلام‌ امادگي‌ کرده‌ بودند رد و اعلام‌ کرده‌ بود
اين‌ سازمان‌ تنها کمک‌ مالي‌ مي‌ پذيرد‌0‌
به‌ گفته‌ مدير اين‌ اژانس‌ سريلانکا به‌ افراد خبره‌ و ماهر و متخصص‌ در حرفه‌
هاي‌ مختلف‌ نيازمند است‌‌0‌

...